تبليغاتX
اندیشه کتابدار - مقاله: كتابداري به نام گوگل
كتابداري به نام گوگل:
ناشران و نويسندگان رودرروي سايت هاي اينترنتي

مترجم: زهرا صابري

    رويارويي كتاب هاي ديجيتال و چاپي با فراگير شدن كاربرد اينترنت روزبه روز بيشتر مي شود، اگرچه برخي متفكران نظير امبرتو اكو معتقدند كتاب هاي ديجيتالي هرگز باعث مرگ كتاب هاي چاپي و كاغذي نمي شوند. در اين ميان مباحث حقوقي و صنفي استفاده از كتاب در محيط وب بخصوص در كشورهايي كه امكان تجارت الكترونيك و خريد و فروش آنلاين با اتكا به كپي رايت جا افتاده است، همچنان يك چالش جدي است.
    در اين مطلب كه در روزنامه دي ولت آلمان منتشر شده به اين چالش ها توجه شده، ضمن اين كه تحليل هايي درباره وضعيت كنوني نشر در كشور ما و آينده اين چالش در كشورهايي نظير ايران مورد توجه قرار گرفته است.
    ديجيتال شدن ميليون ها جلد كتاب با موتور جستجوگر گوگل در چند هفته گذشته بازتاب هاي بسياري را ميان نويسندگان و ناشران جهان و بويژه آلمان داشته است، به طوري كه انجمن هاي نويسندگي و در راس آنها فرهنگستان زبان آلمان با ابراز خشم از اقدام گوگل اعلام كردند، اجازه نخواهند داد حق هيچ نويسنده و ناشر آلماني ضايع شود.
    موتور جستجوگر گوگل بتازگي بيش از 7 ميليون جلد كتاب را اسكن و ديجيتال كرده و امكان جستجوي كل متن اين كتاب ها را آزاد گذاشته است. بيشتر اين كتاب ها به كتابخانه هاي آمريكا تعلق دارند، ضمن آن كه 5 ميليون از اين كتاب ها ناياب هستند.
    به گفته كارشناسان، اين رويداد به هيچ وجه براي بخش كتاب آمريكا پذيرفتني نيست و آنها گفته اند تنها به اين دليل كه عنوان ها ناياب هستند گوگل اجازه ندارد آنها را تكثير و منتشر كند. در پي اين اقدام گوگل، اتحاديه هاي ناشران و نويسندگان آمريكا از شركت هاي اينترنتي شكايت كردند اما در نهايت، طرفين نزاع با مصالحه اي به توافق رسيدند كه اين مصالحه كتاب هاي اروپا را هم شامل مي شود.
 اگر ژوئن آينده (خرداد ماه) دادگاه نيويورك هم با اين مصالحه موافقت كند، گوگل بايد 125 ميليون دلار به نويسندگان و ناشران بپردازد. هزينه هاي دادرسي و حق الزحمه وكيل مدافع نيز بر عهده شركت ها خواهد بود. نويسندگان خسارت ديده ابتدا 60 دلار به صورت نقد دريافت مي كنند و مابقي نيز به طور منظم هنگام انتشار كتاب صرف نظر از تابعيت نويسندگان پرداخت خواهد شد. در مقابل گوگل اجازه دارد همچنان كتاب ها را در آمريكا ديجيتالي كرده، گزيده آثار را نيز منتشر و امكان جستجوي كل متن كتاب ها را فراهم كند. علاوه بر آن گوگل اجازه دارد عنوان هايي را كه ديگر موجود نيستند درمقابل پرداخت هزينه به طور آنلاين در دسترس خوانندگان قراردهد. سود حاصل سپس ميان گوگل، نويسندگان و ناشران تقسيم خواهد شد. حدود بيش از يك سوم سود به گوگل مي رسد و مابقي نيز به دفتر ثبت كتاب كه در واقع يك نوع اداره ثبت دارايي هاي معنوي است تعلق مي گيرد. دفتر ثبت، پول ها را ميان ناشران و نويسندگان تقسيم مي كند درست مانند فرهنگستان لغت در آلمان منتها با شعاع عمل جهاني.
    در واقع چيز زيادي تغيير نمي كند و مثل سال هاي گذشته، وقتي يك كتاب از سوي گوگل فروخته شود همه شريكان پول دريافت مي كنند.
    
    اتحاد عليه گوگل
    با اين حال، نمايندگان بخش كتاب در آلمان فرياد برآورده اند كه فرهنگستان لغت، اتحاديه نويسندگان، اتحاديه بورس كتابفروشان آلمان و نويسندگان و ناشران بايد عليه گوگل متحد شوند.
    كريستين شيرانگ مشاور حقوقي اتحاديه بورس، شركت كاليفرنيايي گوگل را يك غول بي شاخ و دم ناميد كه از طريق مصالحه در آمريكا مي تواند موتور جستجوگر، كتابفروشان، ناشران و كتابداران را يكي كند. ديجيتالي كردن كتاب ها به گفته وي وظيفه دولت است، نه گوگل. اين چالشي است كه به هرحال براي همه كشورهايي كه نگران فرهنگ خود هستند روي مي دهد. اين كه يك شركت آمريكايي بتواند به جاي همه دولت ها و فعالان فرهنگي تصميم بگيرد مي تواند خطر بزرگي براي فرهنگ جهاني باشد چرا كه تصميم گيري درباره ارائه شكل و نگرشي خاص از فرهنگ هر كشور را به يك شركت اقتصادي واگذار مي كند و اين شركت مي تواند در نشان دادن تصويري خاص از هر فرهنگ و تمدن به شكلي عمل كند كه كارتل هاي اقتصادي كه تحت نفوذ دولت ها و لابي هاست مي خواهند.
    مشاور حقوقي اتحاديه بورس آلمان معتقد است سوء استفاده گوگل از امكانات رو به افزايش خود براي كل يك جامعه خطرناك است.
    شايد اين پرسش مطرح شود كه آيا واقعا كتاب هاي اسكن شده جامعه را به خطر مي اندازد اما گويا موضوع آنقدرها هم بغرنج به نظر نمي رسد زيرا در اروپا هم كتاب ها اسكن و در اينترنت منتشر مي شوند، مثلاخود اتحاديه اروپا 120ميليون يورو خرج كرده تا كتابخانه مجازي تاسيس كند. در اين كتابخانه كه زير نظر كتابخانه پادشاهي در مقر حكومتي هلند قرار دارد فيلم ها، تصاوير و كتاب هايي جمع آوري شده كه حق نشر آنها فاقد اعتبار است و هر كاربر اينترنتي مي تواند اين آثار را بدون هزينه استفاده كند.
    در اروپا تاكنون گوگل جز اين كار ديگري انجام نداده است. از موجودي 6 كتابخانه طرف قرارداد اين شركت نيز تا كنون فقط كتاب هاي بدون كپي رايت اسكن و سپس منتشر شده اند. علاوه بر آن در سراسر جهان بيش از 20 هزار انتشارات با گوگل همكاري داشته اند و دارايي هاي خود را با امكان جستجوي كل متن در دسترس قرارمي دهند.
    ديگر ناشران نيز ترجيح مي دهند با جستجوگر ديگري مثلاليبركا (Libreka.de) همكاري كنند. اين جستجوگر همان خدمات جستجوي كتاب در گوگل را ارائه مي كند با اين تفاوت كه تعداد كتاب هاي ارائه شده در آن بسيار كمتر از گوگل است. در صورت مصالحه در آمريكا اين جستجوگر شكست خواهد خورد. ليبركا از سوي اتحاديه بورس آلمان اداره مي شود و ناشران بي شماري در آن سهيم هستند. بنابر اين تعجبي ندارد كه نمايندگان كتاب در آلمان نسبت به اقدام گوگل هشدار دهند.
    
    دادرسي آمريكايي
    اما آنچه بيش از همه بخش كتاب را در آلمان به خشم آورده، شيوه دادرسي آمريكاست كه منجر به اين مصالحه شده است. به گفته كارشناسان آلماني عواقب اين شيوه شكايت جمعي كه در اروپا ناشناخته است نه تنها شامل احزاب شركت كننده طرف دعوي مي شود كه در مورد تك تك اعضا نيز صدق مي كند و اين مورد شامل همه نويسندگان و ناشراني مي شود كه كتاب هايشان در آمريكا موجود است يا در آنجا تهيه مي شود.
    از آنجا كه وضعيت داخلي اين نويسندگان و ناشران به لحاظ حقوقي مطرح نيست به همين دليل بعضي حقوقدانان اين موضوع را صدمه اي به حق نشر مي دانند. رئيس اتحاديه بورس آلمان نيز صحبت از يك مصادره سرد كرده است.
    البته هر يك از اعضاي گروه آزاد هستند كه به اين مصالحه ملحق يا از آن خارج شوند. در هر صورت اين شيوه دادرسي بنا بر استنباط حقوقي آلمان شيوه اي كاملاغيرمعمول است.
    به گفته كارشناسان آلماني كتاب هاي ناشران و نويسندگان آنها در كتابخانه هاي آمريكا قرار دارند. بنابراين گوگل براي اسكن كردن كتاب ها مي بايست از صاحبانشان اجازه مي گرفت، اما گويا طور ديگري نمي شد و كتاب ها را به طور انبوه ديجيتالي كرد.
    6 كتابخانه بزرگ جهان و بيش از 20 هزار انتشارات دارايي هاي خود را با امكان جستجوي كل متن در دسترس گوگل قرارداده اند
    البته هيچ كس نمي تواند انتظار داشته باشد گوگل جستجوي كتاب را متوقف كند فقط به اين خاطر كه چند ناشر آلماني به خاطر خشونت به اصطلاح آمريكايي قهر كرده اند. مصالحه در آمريكا به گفته صاحب نظران آلماني مي بايست صنعت چاپ آلمان را بر آن دارد كه به سرعت مقررات واقع نگرانه اي را با گوگل براي اروپا تنظيم كند.
    از سوي ديگر كسي هم نمي تواند حقوق نويسنده و ناشر را ناديده بگيرد. آمريكايي ها در اين باره نيز به شيوه خودشان عمل كرده اند و به جاي ديگراني كه در اين مساله نقش داشته اند، تصميم گرفته و تصميم خود را عملي كرده اند.
    
    چاپ در صورت تقاضا
    انتشار كتاب در آمريكا كار چندان ساده اي نيست. به همين دليل اغلب نويسندگان اين كشور خود اقدام به انتشاركتاب هايشان مي كنند كه در بيشتر موارد هم با موفقيت همراه است.
    رمان ليزا گنووا نويسنده آمريكايي هيچ گاه نمي توانست يك كتاب پرفروش باشد، اما پرفروش شد. گنووا در رمان خويش كه «آرام باش آليس» نام دارد، داستان زندگي يك پروفسور دانشگاه هاروارد را روايت مي كند كه از بيماري آلزايمر رنج مي برد.
    اين كتاب در جايگاه هشتم فهرست پرفروش ترين هاي نيويورك تايمز قرار دارد و ناشران براي چاپ آثار اين نويسنده سر و دست مي شكنند در حالي كه حدود يك سال پيش اين نويسنده كتاب هايش را در صندوق عقب خودروي خويش به فروش مي رساند.
    ده ها ناشر و واسطه، كتاب او را كسالت آور دانسته و از چاپ آن امتناع كرده بودند. بنابراين گنووا خود با 450 دلار كتابش را منتشر كرد اين كتاب از طريق اينترنت مشهور شد و در فهرست پرفروش ها قرار گرفت.
    او كتابش را در موسسه اي منتشر كرد كه محل رفت و آمد بسياري از نويسندگاني است كه از سوي ناشران طرد شده اند. اين انتشارات آمريكايي سال گذشته بيش از 19 هزار جلد كتاب منتشر كرده است. از هر 20 كتاب در بازار آمريكا يك مورد از سوي چنين ناشري چاپ مي شود.
    اصول انتشار كتاب از سوي خود نويسنده ساده است: نويسنده دست نوشته هاي خود را به يك ناشر مي دهد و براي چاپ نخست آن مبلغي بين 99 تا چندين هزار دلار مي پردازد.
    چند نسخه از كتاب منتشر مي شود و كتاب در وب سايت هاي مختلف با عنوان «چاپ در صورت تقاضا» در دسترس قرارمي گيرد. نويسنده در برخي موارد تا 80 درصد قيمت فروش را دريافت مي كند. ميزان نرخ رايج در بازار 15 درصد است.
    كوين گري، يكي از اعضاي اين انتشارات مي گويد: ليزا گنووا يكي از نمونه هاي بسيار موفق در آمريكاست. كوين با اشاره به رشد 10 درصدي اين انتشارات در سال 2008 معتقد است منتشر كردن كتاب از سوي نويسنده براي خود او گامي به جلو محسوب مي شود، چون ديگر احتياجي به عبور از مرحله سرشار از سرخوردگي و اغلب ناموفق يك واسطه ادبي ندارد. برخي كارشناسان نيز اين داد و ستد را تنها راه رهايي از وضعيت بحراني كتاب در آمريكا مي دانند. هفته نامه «ناشران» پيش بيني كرده است كه سال 2009 بدترين سال طي چند دهه گذشته است. انجمن ناشران آمريكايي (AAP) كه اعضاي آن مشتمل بر 300 ناشر آمريكايي است، معتقد است بايد كمربند را محكم تر ببنديم. سال 2008 ميزان فروش كتاب گالينگور در آمريكا حدود 6/3 درصد كاهش يافت.
    به گفته تينا ژوردان رئيس اين انجمن، تاثير اينترنت بر بازار كتاب بسيار زياد بوده است. وي مصالحه كنوني در نزاع بر سر ديجيتال شدن 7 ميليون كتاب از سوي موتور جستجوگر گوگل را يك موفقيت ارزيابي كرد و اين در حالي است كه نمايندگان بخش كتاب در آلمان در واكنش به اقدام گوگل، موقعيت «حق نشر» را خطرناك خوانده و قصد شكايت دارند.
    جف جارويس پروفسور حقوقدان، اينترنت را رقيبي جدي براي چاپ كتاب مي داند. وي در كتاب جديد خود كه ماه ژانويه (بهمن ماه) منتشر شد و نام آن «گوگل مي خواهد چه كار كند؟» نوشته است: نويسندگان مي توانند كتاب هايشان را در اينترنت به طور مستقيم به خواننده بفروشند. وي بصراحت نتيجه گيري كرده است كه واسطه ها در رسيدن كتاب به دست خواننده از ميان رفته اند.
    به اين دليل مي توان مدعي شد، اينترنتي شدن بحث كتاب بيشتر از نويسنده به ضرر ناشران و دلالان بازار نشر است و مي تواند عملانقش ارزيابان نشر را حذف كند كه اين امر اگرچه خوب است ولي اغلب راه را براي انتشار كتاب هاي كم ارزش نيز فراهم مي كند.
    جارويس مي گويد وقتي اين امكان وجود دارد كه «در صورت تقاضا چاپ خواهد شد» ديگر هيچ كتابي در قفسه ها خاك نخواهد خورد. با اين حال خود اين جناب پروفسور كه اين همه كباده اينترنت را مي كشد، كتاب خودش را به شيوه اي كاملاسنتي منتشر كرده، يعني به كمك يك واسطه و يك ناشر. از سوي ديگر او مي كوشد خريدارانش را هم خود انتخاب كند به اين ترتيب كه او در وبلاگ شخصي خويش روزانه گزيده اي از كتابش را منتشر كرده و با كاربران درباره تئوري هايش بحث مي كند و آنها را براي چهره گشايي كتابش به جلسات و ميهماني ها دعوت مي كند. جارويس به گفته كارشناسان حد اعتدال را نگه داشته است. شايد نكته قابل توجه اين باشد كه بسياري از منتقدان از كيفيت كتاب هاي اينترنتي ناراضي هستند. از چند سال پيش تاكنون ناشران با تحقير به نويسندگاني مي نگرند كه كتاب هايشان را خود منتشر مي كنند زيرا در اين صورت ديگر همه آثار از مرحله دشوار گلچين كتاب از سوي واسطه ها عبور نمي كنند. به گفته مدير يكي از شركت هاي «چاپ در صورت تقاضا» مدت مديدي است كه ما بزرگ ترين مجموعه شعر هايي را منتشر كرده ايم كه اصلاارزش خواندن ندارند. به ليزا گنووا هم توصيه شده بود كه اين كار را انجام ندهد، اما او منصرف نشد كه هيچ، قرارداد دومين كتابش را هم امضا كرده است.

+ نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در و ساعت |